لحظه ای در باغ جین اند تونیک – باغبان سرخورده


هر چند وقت یک‌بار باغ فرد دارای «لحظه‌ای» است، دوره‌ای کوتاه که همه چیز در کنار هم قرار می‌گیرد تا صحنه‌ای بی‌نقص و احساسی هیجان‌انگیز خلق کند.

«لحظه‌ها» را می‌توان برنامه‌ریزی کرد، اما هرگز تضمین نکرد: طبیعت و آرامش نقش بسیار زیادی دارند. بهترین ساعت یک باغ را می توان با یک آسمان طوفانی، یک پرنده آوازخوان، یک برخورد تصادفی یا حتی یک ذهن خوش بینانه به سطوح جدیدی ارتقا داد. به همین راحتی می توان با طوفان، ناله زنگ ماشین، طاعون مورچه های در حال پرواز یا حالت مالیخولیایی آن را شکست. می‌توان یک «لحظه» را به‌کلی از دست داد، به‌ویژه در طول تابستان که در حال گذراندن تعطیلات هستیم، اما معمولاً به این دلیل که توجه ما به جای دیگری معطوف می‌شود. و “لحظه” من ممکن است “لحظه” شما نباشد، بلکه در کنار هم قرار گرفتن یک تصویر، یک فضا و تمایل خود شخص برای ایجاد حالتی زودگذر از شادی ناب است.

بیشتر باغ ها در بهار، اغلب در ماه می، «لحظه ای» دارند. (من اغلب می گویم که اگر کسی نتواند یک باغ را در ماه می درخشان جلوه دهد، مشکل جدی دارد.) سپس ممکن است دوباره در ماه جولای و یک بار دیگر در پاییز به اوج خود برسند، اگر هوا درست باشد. اما آگوست می تواند ماه دشواری باشد و من بیشتر از ابتدای ماه انتظار باغم را ندارم.

لیلیوم لیچتلینی و مریم گلی اینولوکراتا “Bethellii” – اگر این دو می رقصیدند، سامبا اجرا می کردند.

با بازگشت به طبیعت و آرامش، «لحظه» خاصی که در حال حاضر در باغ جین اند تونیک رخ می دهد تا حد زیادی به این نیروهای غیرقابل کنترل مربوط می شود تا ما. نیمه اول سال بسیار خنک تر از حد معمول بود که گیاهان را عقب نگه داشت. سپس درگیر کارهای دیگر شدیم و پیازهای سوسن خود را دیر، در اواخر فروردین کاشتیم. نتیجه این است که تمام نیلوفرهای باغ جنگلی با هم شکوفا شدند، درست به موقع برای تعطیلات آخر هفته ما (کلاً «لحظه دیگر») و آنهایی که در باغ جین اند تونیک هستند، تنها 2 هفته بعد همین کار را کردند. (با وجود گرمتر و آفتابی بودن آن باغ نسبت به باغ جنگلی گرمتر و آفتاب‌تر از باغ جنگلی، همان گونه گیاهی که در هر دو باغ رشد می‌کند، قابل اطمینان است.) فقط به آن صورت اتفاق افتاد. نتیجه ما را خشنود می کند بی پایان.

لیلیوم «ماه پکن» بوی بهشت ​​را در یک غروب گرم می دهد.

اگرچه هیچ نقش اصلی در یک “لحظه” وجود ندارد – نمی تواند اتفاق بیفتد مگر اینکه همه ستاره ها در یک راستا باشند – نیلوفرها قطعاً بخشی از معادله در این مورد هستند. لیلیوم لیچتلینی با جوانه‌های زرد موزی و گل‌های کک‌موکش برای من شگفت‌انگیز بود. من قبلاً هرگز آن را رشد نداده ام و اکنون نمی توانم تصور کنم که چرا نه. لیلیوم “ماه پکن” از هر نظر نفیس است. بزرگ و در عین حال ظریف، با رایحه ای به لطیف یک غلتک بخار. در گشت‌های شبانه حلزون، عطر و بوی قدرتمند و نسبتاً شهوانی آن را در بر می‌گیرم. (این پیازهای کاملاً کوچک بودند، هر کدام فقط یک گل در فصل اول تولید کردند. در سال های آینده آنها چندین گل در هر پیاز تولید خواهند کرد که هر کدام با افتخار روی ساقه های بلند نگه داشته می شوند.)

لیلیوم لیچتلینی

آخرین اما نه کم اهمیت وجود دارد لیلیوم «مرمر بنفش»، بدون عطر، اما شاید با این همه رقابت، چیز بدی نباشد. گل‌ها سایه‌ای کنجکاو هستند و من را به یاد چرم میوه می‌اندازند. آنها منعکس کننده صورتی cerise از مریم گلی اینولوکراتا “Bethellii” به ویژه زیبا.

لیلیوم “مرمر بنفش”

«لحظه‌ها»، وقتی اتفاق می‌افتند، باید گرامی داشته شوند و در آن غرق شوند. وسوسه انگیز است که همانطور که من انجام داده ام، چند عکس بگیرم، و کار بعدی را انجام دهم، یا این جادو را در رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارم. به نوعی دومی هرگز کاملاً راضی نمی کند. هنوز فناوری به شما اجازه نمی دهد که یک احساس، یک حالت (اموجی ها به حساب نمی آیند)، یک عطر یا یک فضا را به اشتراک بگذارید. بدون تحریک همه حواس، یک “لحظه” ترجمه نمی شود: زمانی که شما برای آن عذاب کشیدید، آن لحظه تمام شده است. وقتی احساس می‌کنید که یک لحظه اتفاق می‌افتد، نگاه کنید، گوش دهید، نفس بکشید و جذب کنید، و قبل از گذشتن، اثری پاک‌نشدنی در حافظه‌تان بگذارید. TFG.

“لحظه” تا جایی که من توانستم آن را ثبت کنم. چیزی که من دوست دارم این است که چقدر همه چیز تازه و “جدید” به نظر می رسد.